از من تا خدا (۱)-داستان واقعی

از من تا خدا (۱)-داستان واقعی

از من تا خدا

از من تا خدا درباره زندگی فردی به نام مرتضی صحبت کنم که از سرگردانی به خدا نزدیک میشود. مرتضی از خداوند می خواهد که او را به سمت خودش هدایت کند و او را راهنمایی نماید که با استادی به نام لیلی آشنا می گردد که از سمت خدا است.

می خواهم از خدایی بگویم که با دستان قدرتمندش مرتضی را به درونش رساند.

از اینجا به بعد من حمید حاجتی می شوم مرتضی، تا تا راحت تر بتوانم به شما انتقال بدهم خواهش می کنم با گوش جان این را بخوانید مثل من که با جان و دل اینارو نوشتم هرکجا که احساس کردید خوب نفهمیدید چندبار بخوانید و از خدای درون تان بپرسید و منتظر باشید تا هدایت بشوید.

این راه راه جانان است لطفا گوش به راه باشید.

 

من مرتضی هستم یک انسانی جوان با هنجارهای که با باورهای عموم مردم ناهنجاری داشت بزرگ شدم خیلی وقت ها این بحث های من به ناهنجاری برای خودم و خانواده ام تبدیل می شد این رو هم بگویم که هنجارهای من با بیشتر فامیل ها ناهنجاری داشت حتی فامیل های درجه یک،که باعث غضب والدین بخصوص پدر نازنینم می شد.

برام سخت بود خیلی از باورهای جامعه را بپذیرم که  وقتی بزرگتر شدم فهمیدم همان وجدان های جامعه است که بدون هیچ چیزی اونارو قبول کردیم و انجام می دهیم امروز سعی می کنم بخاطر اینکه به خدا نزدیکتر بشوم به احساساتم توجه کنم چون خدا می گوید من خوب و بد را به شما الهام می کنم (سوره شمس، ۸)

همیشه این ها منو اذیت می کرد و با خودم درگیر بودم و هیچ چیز را قبول نداشتم چون هیچ وقت جوابی برای سوالات ام نداشتم و کسی پیدا نمی کردم جواب ها رو بهم بگوید . این ندانستن ها شده بود راه سد من

پس اون خدای که همیشه توی کتاب قرآن و دینی مدرسه می خواندیم که پر از نعمت است و بزرگ

، الان کجاست ؟ چرا نعمت نداریم ؟ کدام دروغ است ؟

از من تا خدا- قسمت اول

همیشه توی همین حوالی بودم از موقعیت ام  ناراضی بودم هیچ وقت توی حال زندگی نمی کردم یا آینده بودم یا گذشته از دلایل اصلی نارضایتی من همین بود به گذشته فکر می کردم می دیدم که تا قبل از دو سالگی م من دو تا عمل جراحی سخت داشتم چقدر سختی پشت سختی، همه این عمل ها زمانی است که پدر من در خدمت مقدس سربازی به سر می برد و زحمت همه ی اینها به گردن پدر بزرگ خدا بیامرز ما بود و برای مهیا کردن پول عمل جراحی من ، دو تا از بهترین گاو هاش فروخته بود ( نمی دونم اون موقع چه حسی داشت )

حالا این یکی از مواردی بود که گفتم. کلی موارد دیگه است که شاید بعدا بگم که به یادم می افتاد و ناراحت می شدم و ناشکری می کردم بماند.

به آینده ام فکر می کردم می دیدم من می خواهم با این یه ذره درآمدی که دارم چیکار کنم خونه چه جوری بخرم؟؟؟  ماشین چطوری بخرم !!؟؟ مسافرت های که دوست دارم بروم هرگز نرفتم، چیکار کنم؟

بازنشستگی م چی می شود خدااااا ؟

همین نگرانی ها طبق قانون جذب نگرانی های بیشتری برای من می آورد و باعث می شد تا بیشتر اذیت بشوم و سوالات بی جواب م هم بیشتر و بیشتر بشود.

اکثر اطرافیان م هم همیشه مسخره می کردند چون همیشه کچل بودم و بد قیافه. یک لقب هم برام گذاشته بودن و تقریبا هرگز کسی مرتضی صدام نمی کرد و مرا با آن لقب ناشایست صدا می کردند.

نگاه آینه که می کردم همیشه حالم بد بود حتی چندبار می خواستم خودکشی کنم ولی نمی دونم چرا منصرف شدم . هیچ چیز خوبی توی زندگیم نداشتم که به من احساس خوب بدهد دریغ از اینکه این همه نعمت که در اطراف ام است من نابینا .

حتی شکرگزار اینکه می توانم ببینم هم نبودم. یادم نمی آید که برای راه رفتن و حرف زدن و دست و پا و گوش و بینی و دهان و زبان و… دیگه ام حتی یکبار از خدا تشکر می کردم یا نه.

من خیلی اسمش شنیده بودم ولی فقط بخاطر اینکه اطرافیان و تلویزیون درباره ش گفته بودند می دونستم آفریدگار من خداست همین !

نمی دونم اگر من تو  ژاپن به دنیا اومده بودم اسم خدا رو می شنیدم و عبادت می کردم یا داشتم بت می پرستیدم. این هم از اون سوالاتی بود که من خدا را از اطرافیانم گرفتم یا خودم درک کردم.

هیچ وقت جرات نمی کردم دربارش فکر کنم چون هیچ جوابی برای سوالهام نداشتم. همیشه از خودم فرار می کردم از سوال هام از اعتقاداتم . چون هیچ دلیلی نداشتم که خودم دوست داشته باشم واقعا هیچ دلیلی نداشتم .

همیشه توی ذهن ام بود خدایی که میگه من از رگ گردن  بهت نزدیکترم پس کجاست ؟ یا اینکه همیشه شنیده بودم ذکر خدا آرامبخش قلب هاست، پس چرا هر چه صداش می کنم قلبم و درونم آرام نمیشه همیشه حالم خراب است . رفتار همه با من نامناسب بود من خوانده بودم که حضرت علی (ع) هم بنده خدا بود ولی دوست و دشمن عاشق ش بودند و از همه مهمتر بسیار ثروتمند بودند. خوب من هم بنده خدا هستم پس چرا برای من اینطوری نبود

پایان قسمت اول

حمید حاجتی- آموزش درست زندگی به روش الهی

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

فقـط 5 ثــانیـه تــــا دانلـــود فــاصله داریــــد
  • دانلود رايگان كتاب چهار راز سايت هاي ثروتمند !
ما نیز مثل شما، از ایمیل های مزاحم، متنفریم